آرایشگاه 2
بالاخره تصمیم گرفتیم موهاتو کوتاه کنیم.البته من بابا رو راضی کردم چون اون شدیدا مخالف بود میگفت حیفه این همه بلند شده منم میگفتم بزار چهرش یه تغییری کنه بعد دوباره میزاریم بلند شه.بزار پسرم یه پسره واقعی شه.gif)
این شد که اول رفتیم آتلیه چند تا عکس گرفتیم.اونجا هم همشون بهمون میگفتن واااای موهاشو کوتاه نکنینا بابا هم هی به من نگاه میکرد یه چشم و ابرو میومد.
بابا میگفت اگه کوتاه شد بهش نیاد اونوقت دیگه....نفس کش
منم میگفتم نگران نباش اول که مطمینم بهش میاد , دوم که دوباره بلند میشه موهاش.خلاصه رفتیم همون آرایشگاه قبلی که کلی دفعه پیش گریه کردی و تو بغل بابا نشستی تا موهات کوتاه شد ,پیشبند نبستی و خلاصه چه هاااااا که نکردی.منم خیلی نگرانه این موضوع بودم که دوباره این مراسم میخواد شروع شه
ولی خوشبختانه هیچ خبری از اون پسری که گریه میکرد وآرایشگاه رو گذاشته بود رو سرش نبود خیلی شیک ومجلسی نشستی پیشبند بستی مشغول تماشای سی دی که واست گذاشتن شدی 45 دقیقه هم طول کشید
خب اول عکسای مو بلندت قبل از رفتن به آرایشگاه...


اینجا هم قبل از اینکه نوبتت بشه داشتی یه کم بازی میکردی...

مراحل کوتاه شدن موهای آقازاده...




اینم علی اقای ما
بابا هم راضی بود از موهات.


آرایشگاه 2 




